دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣ - ٤/ ٥ سخنرانى امام على به هنگام حركت به سمت بصره
ماجراىعثمان بهگونهاى خبرمىدهم كه شنيدنش مانند ديدنش باشد. مردم بر او خُرده مىگرفتند و من يكى از مهاجران بودم كه همواره، خشنودى او را مىخواستم و كمتر او را سرزنش مىكردم،[١] و طلحه و زبير، آسانترين كارشان آن بود كه بر او بتازند و ملايمترين صدايشان، درشتى كردن با او بود. عايشه، ناگهان نسبت به عثمان، خشم گرفت. گروهى فرصت يافتند و او را كشتند.
مردمان، بدون اكراه و جبر، بلكه با رغبت و اختيار با من بيعت كردند. بدانيد كه [مدينه] سراى هجرت، مردمانش را بلند كرده و بيرون رانده است و مردم از آن كوچيدهاند. مدينه، مانند ديگ، جوشيد و آشوب پا گرفت. به سوى پيشواى خود بشتابيد و به سمت جنگ با دشمنانْ شتاب كنيد، به خواست خداوند عز و جل.[٢]
٤/ ٥
سخنرانى امام على به هنگام حركت به سمت بصره
٢١٣٨. شرح نهج البلاغة به نقل از كلبى: چون على ٧ آهنگ حركت به سوى بصره كرد، بهپا خاست و براى مردم، سخنرانى كرد و پس از حمد خداوند و درود بر پيامبرش فرمود: «به راستى كه چون خداوندْ پيامبرش را قبض روح كرد، قريش، حكومت را از ما به يغما بردند و ما را از حقّى كه از همه مردم بدان شايستهتر بوديم، كنار زدند. چنين [مصلحت] ديدم كه صبر بر اين مسئله بهتر است از پراكندگى مسلمانان و ريخته شدن خون آنان.
[١]. برخى مترجمان نهج البلاغة، اين قسمت را چنين ترجمه كردهاند:« تنها كسى بودم كه در وا داشتن او به جلب رضايت مردم، مىكوشيدم و كمتر به انتقادش زبان مىگشودم»( خورشيد بىغروب نهج البلاغه، ص ٢٩).( م)
[٢]. در شرح نهج البلاغة( ج ١٤ ص ٨٥) آمده است: محمّد بن اسحاق از عمويش عبد الرحمن بن يسار قُرَشى نقل مىكند كه گفت: چون على ٧ در رَبَذه فرود آمد و عازم بصره بود، محمّد بن جعفر بن ابى طالب و محمّد بن ابى بكر صدّيق را به سوى كوفه فرستاد و نامهاى برايشان نوشت و در آخر اضافه كرد:« من براى شما برادر، و براى دين، ياورم.[ خداوند فرموده است:]« سبكبار و گرانبار، بسيج شويد و با مال و جانتان در راه خدا جهاد كنيد. اگر بدانيد، اين براى شما بهتر است»( توبه: آيه ٤١).