دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٩ - ٩/ ١٦ سخن امام به هنگام گشتن در اطراف كشتهها
سپس بر [جنازه] مَعبد بن زُهير بن ابى اميّه گذشت و فرمود: «اگر آشوب و فتنه در نوك ثريّا بود، اين جوانْ بدان دست مىيافت؛ [ولى] به خدا سوگند، در فتنهها جُربزهاى نداشت و كسى كه او را [در جنگ] ديده بود، به من خبر داد كه از ترس شمشير، شيون مىكرد».
آن گاه بر [جنازه] مسلم بن قَرظَه گذر كرد و فرمود: «نيكى كردن [در حقّ او]، او را [براى جنگ،] بيرون كشيد. وى از من خواست كه با عثمان درباره دارايىِ مورد ادّعايش در مكّه صحبت كنم. عثمان، آن [دارايى] را به وى بخشيد. پس [به من] گفت: اگر سفارش تو نبود، آن را به من نمىدادند. وى تا آن جا كه من مىدانم در خاندانش فردِ بدى بود و با اين همه، اين شومْعاقبت، براى يارى عثمان آمد».
سپس بر [جنازه] عبد اللّه بن حميد بن زهير، گذر كرد و فرمود: «اين هم از كسانى است كه در جنگ با ما شتاب كرد. گمان مىكرد با اين كار، خدا را مىجويد. براى من نامههايى نوشت و از عثمان، بد مىگفت. عثمان به وى چيزى بخشيد و از آن پس از او خشنود گرديد».
و بر [جنازه] عبد اللّه بن حَكيم بن حِزام، گذر كرد و فرمود: «اين شخص با پدرش درباره قيام، مخالفت كرد. پدر او، گرچه ما را يارى نكرد، ولى بيعت ما را نيكو داشت؛ چرا كه به هنگام شك و ترديد در جنگ، خوددارى كرد و در خانه نشست و من امروز، كسانى را كه از ما و از دشمن ما دست كشيدند، سرزنش نمىكنم؛ ليكن سرزنش، شايسته كسانى است كه با ما كارزار كردند».
سپس بر [جنازه] عبد اللّه بن مُغَيرة بن اخنس، گذر كرد و فرمود: «پدرِ اين، در روزى كه عثمان در خانه كشته شد، به قتل رسيد. وى به جهت كشته شدن پدرش خشمگينْ قيام كرد؛ ولى او جوانى كم سال بود كه قتلش مقدّر شد».
سپس بر [جنازه] عبد اللّه بن ابى عثمان بن اخنس بن شريق، گذر كرد و فرمود: «و آن گاه كه شمشيرهاى آخته، دو سپاه را در آغوش كشيدند، او را مىنگريستم كه از صف لشكر فرار مىكرد. بر او بانگ زدم كه دست [از جنگ] بردارد؛ ولى نشنيد تا لشكريانْ وى را كُشتند و اين [فتنه]، چيزى بود كه بر جوانان قريش، پنهان ماند. جوانان ناپخته كه دانش جنگ نداشتند، فريب خوردند و لغزيدند. وقتى ايستادند، ضربه خوردند و كشته شدند».