دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١ - ٤/ ٤ نامه امام به كوفيان به هنگام حركت از مدينه
در راه، عبد اللّه بن سلّام، او را ديد و زمام شترش را گرفت و گفت: اى اميرمؤمنان! از مدينه بيرون مرو. به خدا سوگند، اگر از آن بيرون روى، هرگز بدان باز نمىگردى و قدرت و عظمت مسلمانان نيز هرگز به مدينه باز نمىگردد.
همراهان، او را بد گفتند. على ٧ فرمود: «رهايش سازيد. او نيكْمردى از ياران محمّد پيامبر است».
سپس حركت كرد تا به منطقه رَبَذه رسيد و خبر عبور آنان را دريافت. چون به آنها نرسيد، چند روزى براى مشاوره و گفتگو در رَبَذه ماند.
٢١٣٦. الجمل: آنگاه [على ٧] با هفتصد نفر از مهاجران و انصار، بيرون رفت و تمّام بن عبّاس را به جاى خويش در مدينه گمارد و قُثم بن عبّاس را به مكّه فرستاد. وقتى در جستجوى جمليان، تصميم به حركت گرفت، بر شترى سرخ موىْ سوار شد و اسبى نيرومند در پى داشت و حركت كرد و چنين زمزمه مىكرد:
مانند پرستوها كوچ كنيد و شتاب كنيد
تا به مرد تَيمى و زبير برسيم.
زيرا شرارت به پا كردند و از نيكى گذشتند
بار پروردگارا! فرداى قيامت، آنان را در آتش وارد ساز.
امام على ٧ با شتابْ حركت كرد تا به ربذه رسيد. چون بدان جا رسيد، دريافت كه آنان گذر كردهاند. اندكى در ربذه ماند و سپس به سمت بصره به راه افتاد و مهاجران و انصار در چپ و راست وى بودند و با كسان ديگرى كه خبر حركت او و يارانش را شنيده [و همراهش شده] بودند، او را در ميان گرفته بودند. [على ٧] به دنبال آنان بود تا به ذو قار[١] رسيد و در آن جا بار افكند.
٤/ ٤
نامه امام به كوفيان به هنگام حركت از مدينه
٢١٣٧. امام على ٧ از نامهاش به كوفيان به هنگام حركت از مدينه به سوى بصره: از بنده خدا على اميرمؤمنان به كوفيان، پيشانى انصار و بزرگان عرب. پس از حمد و سپاس خداوند؛ به شما از
[١]. ذو قار( ذى قار)، جايى ميان كوفه و واسط( البتّه به كوفه نزديكتر) است و در آن، جنگ مشهور ميان ايرانيان و اعراب، واقع شده است( تقويم البلدان: ص ٢٩٢).