دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٥ - ٩/ ٩ نبرد عمار
٢٢٤٠. شرح نهج البلاغة به نقل از ابو مخنف: عبد اللّه بن ابزى، زمام شتر [عايشه] را گرفت (و در روز جَمَل، هركس تصميم به نبرد جدّى داشت و مىخواست تا مرز مرگ بجنگد، به سوى شتر مىشتافت و افسارش را مىگرفت). ابن ابزى بر سپاه على ٧ يورش بُرد و چنين رجز خواند:
بر آنان ضربت مىزنم و ابو الحسن را نمىبينم
بدانيد كه اين، غمى است از جمله غمها.
على ٧ با نيزه بر او حمله بُرد و بر او نيزهاى زد و او را كُشت و فرمود: «ابو الحسن را ديدى؟ او را چگونه ديدى؟!». و نيزه را در بدن او رها كرد.
٩/ ٩
نبرد عمّار
٢٢٤١. الفتوح: محمّد بن ابى بكر و عمّار بن ياسر حركت كردند تا مقابل شتر [عايشه] ايستادند. اشتر هم از پىِ آنان رفت و به همراه آنان ايستاد. مردى از لشكر جمل گفت: اى گروه! شما چه كسانى هستيد؟
گفتند: ما از كسانى هستيم كه شما آنها را مىشناسيد. و نامهاى خود را گفتند و آنان را به پيكار، دعوت كردند. عثمان ضِبّى با خواندن رجز، بيرون آمد. عمّار به سمت او حركت كرد، و شعرش را پاسخ داد. سپس عمّار بر او يورش بُرد و او را كشت.
٢٢٤٢. الفتوح: عمرو بن يَثرِبى از لشكر جملْ بيرون آمد و ميان دو سپاه ونزديك شتر [عايشه] ايستاد. سپس هماورد طلبيد و درخواست كارزار كرد. علباء بن هيثم (از ياران على ٧) حركت كرد؛ ولى عمرو بر او حمله بُرد و او را كشت.