دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥ - ٤/ ٢ سخنرانى امام به هنگام دريافت گزارش ناكثين
به راستى كه بزرگترين دليل آنان بر ضررِ خودشان است. آنان از مادرى شير مىخورند كه شيرش خشكيده است، و بدعتى را زنده مىكنند كه ميرانده شده است.
اى دعوتكننده زيانكار! كه مىخواند؟ چرا پاسخ دهم؟ به راستى كه من به حجّت الهى بر آنان و به علم او درباره ايشان خشنودم. اگر سر باز زنند، تيزىِ شمشير را به آنان نشان خواهم داد كه آن براى درمان باطل و يارى حق، كافى است.
و شگفت، اين است كه فرستادهاند تا من به ميدان كارزار آيم و در جنگ، پايدارى نمايم. مادرشان بر آنان بگِريد! تاكنون در جنگ، تهديد نشدهام و از شمشير نهراسيدهام. به راستى كه من نسبت به پروردگارم يقين دارم و ترديدى در دينم ندارم.
٢١٣١. امام على ٧ در سخنرانىاش به هنگام حركت به سوى جنگ: من به چهار چيز مبتلا گشتم: زيركترين و سخاوتمندترينِ مردم، طلحه، و شجاعترينِ مردم، زبير، و مُطاعترينِ مردم در نزد مردم، عايشه، و سريعترينِ مردم در فتنه انگيزى، يَعلَى بن اميّه.
به خدا سوگند، از من زشتى نديدند و ثروتى را به خود اختصاص ندادم و به سوى هوا و هوس نرفتم. آنان حقّى را مىجويند كه خود به كنارى نهادند و خونى را طلب مىكنند كهخود بر زمينريختند و آنان، خودشان عهدهدار آنبودند، نه من. اگر من شريك آنان بودم، آن را زشت نمىشمردند.
پيامد خون عثمان، تنها بر گردن آنان است و آنان، همان گروه ستمكارند. با من بيعت كردند و سپس بيعت مرا شكستند و به من فرصت ندادند تا ستمكارى مرا از عدالت من بازشناسند. من به حجّت الهى بر آنان و آگاهىاش درباره آنها خشنودم. با اين همه، آنان را [به اطاعت] فرا مىخوانم و عذرشان را مىپذيرم. اگر پذيرفتند، توبه، پذيرفته شده است و حق، بهترين چيزى است كه به سويش بازگشت شود، و اگر سر باز زدند، تيزى شمشير را به آنان نشان مىدهم كه آن، براى درمان باطل و ياورى حق، بسنده است.
٢١٣٢. امام على ٧ از سخن وى درباره طلحة بن عبيد اللّه، وقتى خبر حركتش با زبير به سوى بصره براى چجنگ با وى به او رسيد: تا بودهام، مرا به جنگ، تهديد نكردهاند و از شمشير نهراساندهاند.