دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤١ - ٨/ ٢ فرستادن ابن عباس نزد زبير
شما مىشود، ننگ است، پيش از آن كه ننگ و آتش [دوزخ] با هم جمع گردد. والسلام!
٢١٩٤. امام على ٧ در نامهاش به عايشه پيش از جنگ: پس از حمد و سپاس خداوند؛ تو از خانهات بيرون آمدى، در حالىكه بر خدا و پيامبرش خشم گرفتى. كارى را مىجويى كه از عهده تو برداشته شده است. زنان را چه به جنگ و صلح در ميان مردم؟!
تو خونخواه عثمان شدهاى. به جانم سوگند، كسانى كه تو را در معرض اين فتنه قرار دادند و تو را بر نافرمانى وا داشتند، نزد تو گناهكارتر از قاتلان عثماناند.
خشمگين نشدى تا اين كه [ديگران را] به خشم درآوردى، و به هيجان نيامدى تا آن كه [ديگران را] به هيجان انداختى. از خدا بترس و به خانهات بازگرد.
٨/ ٢
فرستادن ابن عبّاس نزد زبير
٢١٩٥. البيان والتبيين به نقل از عبد اللّه بن مصعب: هنگامى كه على بن ابى طالب ٧ وارد بصره شد، عبد اللّه بن عباس را فرستاد و بدو فرمود: «نزد زبير برو، نه طلحه؛ زيرا زبير نرمخوست و طلحه را چون گاوى خواهى يافت كه شاخهاى درهم پيچيده دارد، بر دشوارى سوار مىشود و مىگويد كه اين، آسانتر است. به وى (زبير) سلام برسان و بگو: پسر دايىات به تو مىگويد: در حجاز، مرا شناختى و در عراق، مرا نمىشناسى؟! چه چيز تو را از آنچه آشكار بود، بازگردانْد؟».[١]
ابن عبّاس مىگويد: نزد زبير آمدم. او گفت: خوش آمدى، اى پسر لبابه! براى ديدار آمدهاى يا ابلاغ پيام؟
گفتم: «براىهر دو» و سخنعلى ٧ را بهوى ابلاغ كردم.
زبير گفت: به وى سلام برسان و به او بگو: ميان ما و تو، پيمان خليفهاى است و خون
[١]. سيّد رضى گفته است: او نخستين كسى است كه چنين جملهاى از او شنيده شده است. يعنى جمله« چه چيزى تو را از آنچه آشكار بود، بازگرداند؟»( نهج البلاغة: ذيل خطبه ٣١).