ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٩ - *(زناشوئيهائى كه خداوند حلال كرده و آنچه را كه حرام كرده است) *
فرزند اوست و از وى ارث مىبرد و برادر زن اوست.
٤٤٥٩- ابو عبيده گويد: در مورد مرديكه ديگرى را وكيل كرده كه براى او از زنان بنى تميم بصره زنى را نكاح كند و وكيل زنى را از بنى تميم كوفه برايش عقد نمود امام صادق ٧ فرمود: وكيل مخالفت امر موكّل را كرده و بايد نيم مهريّه زن را به خويشان وى بدهد و زن عدّه ندارد و ميان آن دو ميراث نباشد، سپس يكى از حاضران عرض كرد اگر موكّل فقط گفته باشد وكيل، زنى را براى او تزويج كند و نام از جايى نبرده و قبيلهاى را ذكر نكرده باشد، و بعد از عقد موكّل انكار كند كه چنين وكالتى را داده است حكم چيست؟ فرمود: چنانچه وكيل شاهد و گواه دارد كه او چنين مأموريّتى را به وى داده مهريّه به عهده موكّل است و اگر بيّنه و شاهد ندارد صداق را به عهده او است كه به أهل زن برساند، و ميان آن دو ميراث نيست و زن عدّه ندارد و چنانچه صداق تعيين شده باشد نيم مهريّه را طلبكار است و اگر صداقى معيّن نكرده باشند چيزى بر عهده او نيست.
شرح: «در اين مسأله سه قول است: ١- لزوم تمام مهر بر وكيل، ٢- لزوم نصف مهر بر وكيل، ٣- بطلان نكاح و انتفاء مهر».