ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٤٤ - باب آنچه در زنا موجب تعزير و حدود و رجم و قتل و نفى بلد است
الصحيح و مسلم در صحيح خود و ديگران در سنن در حدّ زنا مسندا از عبد اللَّه بن عبّاس روايت كردهاند كه گفت: «عمر در حالى كه بر منبر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و سلّم نشسته بود گفت: همانا خداوند براستى محمد صلّى اللَّه عليه و سلّم را بحقّ فرستاد، و بر او كتاب (قرآن) را نازل كرد، و جزء آنچه نازل كرد آيه رجم بود، و ما آن را خوانديم و حفظ كرديم و معنيش دانستيم، پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و سلّم خود رجم كرد و ما نيز پس از او رجم كرديم، من ميترسم كه اگر زمانى بگذرد مردم فراموش كنند و كسى بگويد ما آيه رجم را در كتاب خدا نيافتيم، و اين سبب گمراهى آنان بشود و فريضهاى از فرائض خداوند كه نازل فرموده ترك گردد، و رجم در كتاب خدا حقّ است بر هر كس كه محصن باشد و زنا كند چه از مردان و چه از زنان، هر گاه شهود چهارگانه شهادت دهند، يا اينكه زن از غير شوهر حامله شود، يا خود اقرار كند». و سيره أئمه طاهرين عليهم السّلام چنين بوده كه در مقابل كارهائى كه شيخين بخصوص ثانى فرمان داده تقيّه مىكردند، هر چند راوى از شيعيان باشد، مبادا در مجلسى حقّ را بگويند و موجب گرفتارى آنان شود».
٤٩٩٩- و علاء بن رزين از محمّد بن مسلم از يكى دو امام باقر يا صادق عليهما السّلام نقل كرده كه فرمود: هر گاه مردى از كنيز زوجهاش بدون اذن او كام گيرد بر او حدّ زانى است (يعنى صد تازيانه).
٥٠٠٠- عبيد اللَّه حلبى گويد: امام صادق ٧ در باره مرديكه كنيزش را بشوهر داد، سپس با آن كنيز مجامعت نموده بود فرمود: او را حدّ بايد زد (يعنى يك صد تازيانه).