ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٨٧ - باب شناخت معاصى كبيره كه خداوند عقوبت آنها را آتش دوزخ گفته است
مىكشتند و تدبير او ناصواب و فاسد ميبود،
و ناراضى كردن پدر و مادر را حرام فرموده براى اينكه در عقوق رعايت فرمان خدا باحترام فرزند از پدر و مادر خويش نشده و نيز بزرگداشت والدين از بين ميرود و نعمت خداوند كفران مىشود و شكرگزارى اساسش نابود ميگردد و آنچه را كه ميخواند بسوى كمى نسل و بلكه انهدام آن، چرا كه در عقوق والدين احترامى براى والدين نمىماند و حقّشان شناخته نمىشود و خويشى قطع مىشود، و پدر و مادر رغبتى به فرزند، نخواهند داشت، و در تربيت او كوششى نخواهند كرد براى آنكه اميدى به نيكوئى او در عوض ندارند. و خداوند زنا را حرام كرده بجهت فسادى كه در آن پيدا مىشود از كشتار يك ديگر و در آميختن و بهم خوردن نسل و تبار و ترك تربيت فرزندان، و بر هم خوردن ميراث و آنچه از اين قبيل از اقسام فساد و تباهى است، و خداوند تهمت و ناروا و نسبت دادن به پاكدامنان كار زشت را، حرام فرموده براى اينكه نسبها تباه مىشود و فرزند از پدر واقعى خود جدا مىگردد و مسأله ارث و ميراث بهم ميخورد، و كسى رغبت بتربيت فرزند پيدا نمىكند، و تعاليم معارف ترك خواهد شد، و آنچه در آن از ارتكاب گناهان كبيره است، و اسبابى كه موجب فساد و تباهى مردم مىگردد، و خوردن مال يتيم را به ستم حرام فرموده بجهات بسيارى از وجوه فساد كه اوّلين آن اينست كه هر گاه انسان مال يتيمى را بناروا تصرّف كند بحقيقت كه