ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣١١ - باب ذكر پارهاى از آنچه رسول خدا
فروختن گندمى كه هنوز هنگام دروى آن نشده بمقدارى از خود همان گندم كه آن را «محاقله» گويند و ظاهرا راوى كه گفته است يعنى فروختن خرماى خشك به خرماى تازه اشتباه كرده است و معنا همانست كه ذكر شد و بعلاوه رطب را ميتوان بر درخت فروخت و بجاى آن نقد خرماى خشك شده گرفت، ولى بعكس آن مرسوم نيست» و نيز نهى فرمود: از مبادله كشمش با انگور و آنچه مانند اينها است.
و نهى فرمود از فروش تخته نرد و از اينكه مسكر را بخرد و يا آنكه بديگران بخوراند، و فرمود: خداوند لعن كرده است شراب را و كسى كه كارنده درخت آن بدين قصد است، و سازنده شراب، و خورنده آن و خوراننده آن و هم فروشنده و خريدار آن را، و خورنده قيمت آن را، و باربر و تحويلگيرنده آن را، و نيز فرمود: هر كس مى بنوشد تا چهل روز نماز او پذيرفته درگاه الهى نشود، و اگر در اين ميان مرگش فرا رسد و قطرهاى از شراب (يا هر مسكر ديگر) در اندرون او باشد، بر خداوند عزّ و جلّ حقّ است كه او را از چركابه و زرداب قعر جهنّم- كه خارجشده از فرج زنان تبهكار و جمع آمده در ديگهائى است در ته دوزخ- سيراب سازد همان آبى كه اهل جهنّم از آن ميخورند، و گداخته مىشود بدان، آنچه در شكم دارند و پوستهايشان.
و نهى فرمود: از خوردن ربا، و شهادت دادن بدروغ، و نوشتن قبض يا سفته معامله ربوى، و فرمود. خداى عزّ و جلّ خورنده ربا، و دهنده آن را، و نويسنده قبض و