ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٥٦ - باب حرمت ريختن خون و بردن مال مردم بناحق و نهى از پرداختن بكارى كه حلال نيست، و وجوب توبه از قتل، چه عمد و چه خطا
٥١٦٤- عبد اللَّه بن سنان و عبد اللَّه بن بكير هر دو از امام صادق ٧ روايت كردهاند كه از آن حضرت پرسيدند: آيا مؤمنى كه مؤمن ديگرى را عمدا بقتل رساند تو به دارد (يعنى آيا توبهاش پذيرفته مىشود؟) فرمود: چنانچه بجهت ايمانش (تشيّعش) او را كشته باشد، چنين كسى توبه نخواهد داشت، ولى اگر براى جهات ديگر، يا از روى غضب يا امرى از امور دنيا باشد، توبهاش آنست كه قصاص شود، و اگر كسى اطلاع ندارد كه او قاتل است، خود نزد اولياء مقتول برود و نزد آنان بقتل خويشاوندشان اقرار كند، پس اگر او را عفو كردند و او را قصاص نكردند، ديه مقتول را بايشان تسليم كند، و بردهاى هم (بعنوان كفّاره) آزاد نمايد، و دو ماه پى در پى روزه بگيرد، و شصت مسكين را هم سير كند، و توبه نمايد (براى عمل) قتل عمد بسوى خداوند عزّ و جلّ.
شرح: «اين خبر دلالت دارد كه اگر كسى شخصى را براى ايمانش بكشد، توبه ندارد، و از براى جهات ديگر نيز كفّاره جمع بايد بدهد، و ديگر اينكه خود حقّ اختيار يكى از قصاص يا ديه را ندارد بلكه اختيار با اولياء مقتول است».
٥١٦٥- سعيد ازرق گويد: امام صادق ٧ در باره كسى كه مؤمنى را بناروا مىكشد، فرمود: هنگام مرگ او را گويند بمير بهر مردنى كه خواهى، خواهى يهودى بمير، و خواهى نصرانى، و خواهى بدين مجوس.