ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٨٩ - باب حد ناسزا گفتن به ديگرى
بگويد: اى ما تحت پاره، يا اى مفعول، به او نيز حدّ قذف كه هشتاد تازيانه است ميزنند.
و اگر كسى با يك كلام جماعتى را قذف كند اگر نام آنان را تك تك نبرد يك حدّ بيشتر بر او نيست. و اگر نام ايشان را ببرد، بر او بعدد افرادى كه نامبرده است حدّ قاذف تكرار مىشود، اين مطلب را بريد بن معاوية عجلى از امام باقر ٧ روايت كرده است.
و روايت است كه اگر آن قوم و جماعت بطور پراكنده از او نزد قاضى شكايت برند بعدد هر تنى او را يك حدّ تمام بزنند. و اگر يك جا شكايت كنند، يك حدّ بيشتر بر او نباشد.
شرح: «اين دو روايت را باين طريق ميتوان توفيق داد كه بگوئيم سبب تعدّد دو چيز است: يكى بردن نام، و ديگرى تفرّق شكايت».
و اگر كسى ديگرى را قذف كند و حدّش زنند و بار ديگر او را قذف كند، اگر بگويد: آن را كه بتو گفتم حق بود، حدّ ندارد، و اگر او را بزنا متّهم كند پس از اينكه تازيانه خورده است پس بر او حدّ است، و چنانچه او را قبل از اينكه حدّ قذف بر او جارى شود ده بار قذف كند، جز يك حدّ تنها بر او نخواهد بود.
٥٠٨٤- و امام صادق ٧ فرمود: حدّ ندارد آنكه حدّى بر او نيست،