ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤١٨ - باب نوادر حدود
٥١٤٤- و در روايت زياد بن مروان قندى از كسى كه نامش را ذكر كرده است از قول امام صادق ٧ فرمود: سارق را در سال قحطى در دزدى چيز خوراكى مانند نان و گوشت و خيار يا خيار چنبر حدّ قطع نيست.
٥١٤٥- عبد اللَّه بن محمّد جعفى گويد: در حضور امام باقر ٧ بودم نامهاى از هشام بن عبد الملك رسيد كه در آن سؤال كرده بود در باره مرديكه گور زنى را شكافته كفن او را ربوده و با جنازه او كار زشت انجام داده، و علماء آنجا در اينكه حكم اين مرد چيست اختلاف كردهاند، پارهاى گفتهاند: او را بكشيد، و پاره ديگر گفتهاند آتش بزنيد؟ پس امام ٧ در جواب مرقوم داشتند: احترام ميّت مانند احترام انسان زنده است و حكم او آنست كه يك حدّ كه قطع يد باشد براى دزدى او كه قبر را شكافته و كفن را سرقت نموده، و يك حدّ ديگر براى زنائى كه با زن متوفّى مرتكب شده است، اگر محصن است سنگسار شود، و اگر محصن نيست يك صد تازيانه بخورد.
٥١٤٦- و رسول خدا ٦ فرمود: حدود را حتّى الامكان با شبههها ردّ كنيد، و شفاعت و ميانجىگرى و كفالت و ضمانت، و سوگند در حدّ