ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٢٠ - *(باب ازدواج موقت) *
دخترى در خانه مانده و شوهرى براى او نيامده و سنّش بالا رفته و شوهرى حاضر شده بعقد انقطاع با وى ازدواج كند و دختر مصلحت خود را ميشناسد در اينجا إذن پدر چندان تأثيرى ندارد، ولى گاهى دخترى جوان مورد طمع مردى هوسباز و بىقيد واقع شده كه با او بفريب طرح دوستى ريخته و تنها نظرش كاميابى از اوست و نظر واقعى بازدواج با او را ندارد و فقط براى ارضاى غرائز جنسى خويش اقدام باين كار كرده است در اين صورت حتما بايد با إذن پدر باشد چون داماد آبروى پدر زن است و هر كس را بىاختيار او نميتوان داماد او كرد، و منع از تمتّع با دختر ناظر باين نوع است».
٤٥٩٤- ابو بصير گويد: از امام صادق ٧ در مورد متعه پرسيدند كه آيا از جمله چهار زن عقدى كه شخص حقّ دارد يكزمان در حباله نكاح داشته باشد محسوب مىشود؟ فرمود: نه و نه از هفتاد متعه يكى عقدى حساب نمىشود.
٤٥٩٥- فضيل بن يسار از آن حضرت ٧ در باره متعه پرسيد (كه تا چند تن ميتوان متعه كرد حكم آن چيست؟) فرمود: متعه حكمش مانند كنيزان تو است.
٤٥٩٦- عمر بن حنظله گويد: بامام صادق ٧ عرض كردم: زنى را يك ماهه بمبلغى صيغه مىكنم و زن بعض از ماه را نزد من مىآيد و وفا بهمه مدّت نمىكند، فرمود: اجرت او را بهمان مقدار نگهدار مگر روزهاى حيضش زيرا آن روزها از آن خود اوست.