ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٦١ - باب آنچه در زنا موجب تعزير و حدود و رجم و قتل و نفى بلد است
صورتى كه مسبوق بتوبه نباشد و إلّا توبه خود از اجراى حدّ مانع مىشود، و غالب مواردى كه قضات عامّه از رسول خدا يا از امير المؤمنين عليّ عليهما صلوات اللَّه نقل كردهاند بلفظ «طهّرني» است كه يا توبه صريح است و يا شبهه توبه دارد، و حدّ نيز به شبههاى متوقّف مىشود، و حال اينكه گويند حدّ رجم را جارى كردند و توبه را اعتنا ننمودند، و اين قطعا خلاف حقّ است و چنين نبوده است، و اللَّه يقضى بالحقّ و هو يهدي السّبيل».
٥٠١٩- و امام صادق ٧ فرمود: مردى نزد عيسى ابن مريم ٧ آمد و باو گفت: يا روح اللَّه من زنا كردهام مرا پاك كن، عيسى ٧ امر كرد: كسى در جايى نماند بلكه همه بيرون آيند براى پاك ساختن فلان كس، پس هنگامى كه وى با مردم گرد آمدند و مرد براى سنگسار در حفره شد، فرياد زد: مرا حدّ نزند آن كس كه حدّى بگردن دارد، پس همه مردم رفتند جز يحيى و عيسى عليهما السّلام، پس يحيى ٧ بوى نزديك شد و گفت اى گنهكار مرا موعظه كن، مرد گفت: نفس خود را در كارها رها نكن كه آزادانه هر چه هوا كند آن را انجام دهد زيرا اين موجب سقوط تو باشد، يحيى ٧ فرمود: بيشتر برايم بگو: مرد گفت: خطا كار را به خطايش ملامت و سرزنش نكن، گفت برايم بيشتر بگو، مرد گفت:
سعى كن غضب نكنى، يحيى ٧ گفت: مرا بس است.