ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣١٠ - باب ذكر پارهاى از آنچه رسول خدا
را بدون سكنه باقى ميگذارد- يعنى اهل آن بلاد هلاك ميشوند-، و هر كس در مرافعات نزد قاضى سوگند بدروغ خورد تا مال مسلمانى را بناروا بربايد، مرگش در حالى فرا رسد كه خداوند بر او خشمگين باشد، مگر آنكه توبه كند، و دست از مال مردم باز داشته و بصاحبش باز گرداند.
و نهى فرمود: از نشستن سر سفره يا ميزى كه در آن مسكر نيز باشد، (و هر چه در آن سفره هست از چيزهاى حلال آنها نيز خوردنش از آن سفره حرام خواهد بود).
و نهى فرمود از آنكه مرد همسر خود را بحمّامهاى عمومى (كه افراد بدون ستر عورتين خود و برهنه وارد مىشوند) بفرستد، و فرمود: هيچ يك از شما بدون لنگ و ساتر وارد حمّام عمومى نشود، و نهى فرمود از همصحبتى با شخصى كه انسان را بسوى غير حقّ جلّ و عزّ مىخواند.
و نهى فرمود از زدن سيلى بر روى (چه در مصيبت و چه در غير آن، و چه بروى خود و چه ديگران-)، و نيز از خوردن يا آشاميدن در ظرفهاى طلا و نقره و از پوشيدن لباس حرير و ديبا و ابريشم خالص براى مردان، و امّا زنان را از پوشيدن اين نوع لباسها (نهى نفرمود) و لذا اشكالى براى ايشان ندارد.
و نهى فرمود از فروختن ميوه بر درخت تا آنكه زرد يا سرخ شود، و نهى فرمود از