ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٢٤ - ديه جوارح و مفاصل و نطفه و علقه و مضغه و استخوانها و پيكر
نيم يك صد دينار است (چون در دو دست، تمام يك صد دينار باشد) يعنى پنجاه دينار، و اگر بخواهند قصاص كنند اگر جانى مرد بوده و طفل نيز پسر است همان دست جانى را قصاص كنند، و اگر جانى زن بوده و طفل نيز دختر همان دست او را بقصاص قطع كنند. و نيز در ديه زخم بر جنين همان بحساب اصل ديه آن كه يك صد دينار است چه براى مرد و چه براى زن حكم فرمود، (زيرا زن و مرد تا ثلث ديه مساويند و از ثلث كه گذشته ديه زن نيم مرد است، و جنين چون يك صد دينار است كمتر از ثلث ديه انسان است كه هزار دينار باشد).
و براى نفس آدمى بفتوا شش فريضه مقرّر داشت ١- نفس (قتل)، ٢- قوّه ديدن (اگر ديگر نبيند)، ٣- قوّه شنيدن (اگر ناشنوا شود)، ٤- كلام و عقل (اگر نتواند بفهمد)، ٥- گويائى (اگر نقص پيدا كند كه از بينى يا با صداى گرفته سخن گويد) ٦- اگر شل يا چلاق شود و دست يا پا از كار بيفتد، براى هر كدام بحساب نفس و بقياس آن ديه معيّن كرد.
و آنگاه براى هر يك از اين مذكورات قسامهاى معيّن فرمود بر آنسان كه به ديه تمام ميرسد، و براى قتل عمد پنجاه تن مرد، و براى قتل خطا بيست و پنج مرد، و در اعضائى كه ديه آن ديه تمام است، منافع يا اعضاء اگر ناقص يا نابود شود قسامه را شش تن قرار داد (يعنى اگر مثلا جانى كور كرده بود يا كر يا دستها را قطع كرده يا پاها را آنچه ديه آن ديه تمام است، در قسامه آن خود شخص صدمه ديده يا پنج تن ديگر