ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٢٣ - ديه جوارح و مفاصل و نطفه و علقه و مضغه و استخوانها و پيكر
و هر گاه طفل بدنيا آيد و بگريد و دشمنان شبيخون زنند و اطفال را بكشند در آنان براى پسر يك هزار دينار و براى دختر بنا بر همين حساب پانصد دينار و اگر خلقتش تمام نشده سقط شود بر تفصيلى كه گذشت.
و امّا زن اگر در حال حمل و باردارى كشته شود و فرزندش در رحم پس از ايلاج روح با وى بميرد، و دانسته نشود كه پسر است يا دختر، نيم از تمام ديه پسر و نيم از تمام ديه دختر رويهم ديه اوست، و ديه مادر تمام ديه يك زن است.
شرح: «بر اين حساب ديه فرزند در رحم بيش از ديه مادرش مىشود».
و نيز فتوا داد به آنكه ديه نطفه كه شوهر از زوجه دائمى خود هنگام انزال كنار كشد و آن را بيرون از رحم ريزد در حالى كه زن بدين كار راضى نباشد، نصف يك پنجم ديه جنين است، و آن ده دينار خواهد بود[١] و اگر در رحم ريزد و بعد كارى كنند كه سقط شود بيست دينار است (در چنين حالتى دختر و پسر آن فرق ندارند). و در زخمى كه بر طفل در رحم زده شود (مثلا بر شكم مادر صدمهاى زنند و يك دست طفل قطع شود، و همان طور زنده بدنيا آيد) اگر روح در او حلول نكرده و اين زخم را ديده، ديه آن
[١] پيش از اين در خبر گذشت كه بيست دينار است.