ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٨٩ - طلاق عده
براى مرد كه زوجه خود را طلاق گويد و با اينكه به او ميلى ندارد رجوع كند سپس طلاق ديگر دهد، و اين همان ضرار و زيان رساندنى است كه خداوند عزّ و جلّ از آن نهى فرموده است، مگر اينكه طلاق دهد و براى زندگى كردن با زن رجوع كند.
٤٧٦٣- محمّد بن سنان گويد: امام هشتم علىّ بن موسى الرضا عليهما السّلام در جواب يكى از سؤالاتى كه كتبا خدمت آن حضرت فرستاده بود فرموده است: علّت سه طلاق آنست كه در مهلت و فاصلهاى كه ميان هر يك از آنها است رغبتى و خواهشى از سوى مرد پديد آيد، يا خشم او فرو نشيند اگر موجب طلاق خشم بوده، و اين براى زنان ترس و تنبيهى باشد و مانعى باشد از اينكه مخالفت امر شوهرانشان را بكنند، و زن مستحقّ جدائى و دورى از شوى شود براى كارى كه سزاوار نبوده انجام دهد مانند اطاعت نكردن از همسر خود، و علّت اينكه پس از نه بار طلاق بر شوهرش حرام ميگردد آنست كه عقوبت و زجرى باشد تا طلاق را كوچك و امر متعارفى نپندارند و زن را ضعيف و اسباب بازى و آلت دست نشمارند كه هر وقت بخواهند طلاق دهند و هر گاه بخواهند رجوع كنند، و زن نيز ناظر و مدبّر زندگانى خويش باشد و بيدار و هشيار امور