ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٣٣ - باب ظهار
نيست چه بتوانى چه نتوانى.
شرح: «علماء ما، در اينكه ظهار اگر معلّق بشرط بود آيا واقع مىشود يا نه مختلفند و ظاهر اين خبر آنست كه واقع نمىشود، ولى گذشت كه مؤلّف از آن دسته است كه ظهار مشروط را در صورت وجود شرط واقع مىداند مانند شيخ طوسى و ابن حمزه و علامه حلّى، ولى صاحب شرايع و جماعتى گويند واقع نخواهد شد».
٤٨٣٩- در روايت سكونى آمده است كه امير مؤمنان ٧ در مورد مرديكه با يك لفظ سوگند خورده و ظهار كرده بود كه زوجهاش بر او حرام شود، فرمود:
يك كفّاره بايد بدهد.
شرح: «اين خبر دلالت دارد كه كفّار ايلاء و ظهار با هم يكى واقع شده و آن را تداخل دو كفّاره دانند كه فقهاء ما نپذيرند و گويند براى هر كدام بايد يك كفّاره بدهد و پيش از دادن دو كفّاره مجامعت را جايز ندانند».
٤٨٤٠- حمران بن أعين گويد: بامام صادق ٧ عرض كردم: مردى به كنيز خود گفته است «تو بر من مانند پشت مادرم ميباشى» و در اين سخن نظرش اين بوده كه زن عقدى آزادش از وى راضى گردد. فرمود: اشكالى ندارد كه با كنيز همبستر شود و كفّارهاى بر او تعلّق نگرفته است.
شرح: «چون بايد با نيّت تحريم ظهار كند و در اين سخن نيّت ديگر داشته است نه ظهار».
٤٨٤١- ابن عيينه گويد: امام صادق ٧ فرمود: شخص مظاهر در