ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٦١ - باب حكم دزدى كه بر زنى در آمده و با او در آويزد و فرزندش را بكشد
بصاحب حقّ برسانيد، و پريشان و از هم گسيخته و پراكنده مباشيد، و مسلمان باشيد و منقاد تا سالم بمانيد، خداوند چنان خواسته است كه او و پيامبرانش پيروز شوند، همانا خداوند توانا و چيره است.
باب حكم دزدى كه بر زنى در آمده و با او در آويزد و فرزندش را بكشد
٥٣٧١- عبد اللَّه بن سنان گويد: پرسيدم از امام صادق ٧ در باره دزدى كه بر زنى در آمده، و أثاث خانهاش را جمعآورى كرده، و سپس شهوت بر او غلبه كرده و با زن در آويخته، و در حال فرزند زن به حركت آمده بيدار گشته و به دزد حمله كرده، و دزد با تيرى كه بهمراه داشته آن فرزند را كشته، و چون فارغ شده اثاث را حمل كرده تا بيرون برد زن برخاسته و با همان تير دزد او را كشته است، سپس خويشان دزد فرداى آن روز آمده و خون او را مىطلبند؟ امام صادق ٧ فرمود: اولياء سارق كه خون او را طلب كردهاند ضامن ديه غلام هستند، و دزد در ما ترك خود ضامن چهار هزار درهم است براى آنكه بعنف با زن در آويخته زيرا كه او زانى است و آن غرامت در مال اوست، و بر آن زن چيزى نيست در اينكه دزد را كشته است، زيرا