ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢١٤ - باب نشوز
مبارات آنست كه زن بشوهر بگويد آنچه مهر است از آن تو و مرا رها كن و مرد او را رها كند جز اينكه مرد بگويد: چنانچه از چيزى از بخشش خود بازگشتى من مالك همسرى تو هستم كنايه از اينكه رجوع خواهم كرد.
و روايت است كه مرد نمىتواند بيش از مهرى كه معيّن كرده از زن بستاند اگر كمتر بستاند اشكالى ندارد، و در مبارات مرد حقّ رجوع ندارد (و از اين نظر طلاق بائن محسوب مىشود).
باب نشوز
شرح: «نشوز از بار وظيفه شانه خالى كردن و اطاعت نكردن زن از شوهر و اداء حق نكردن مرد نسبت بهمسر خود مىباشد».
نشوز ممكن است از جانب زن باشد و ممكن است از ناحيه مرد، و امّا آنچه از جانب مرد است چنانست كه خداوند عزّ و جلّ در كتاب خود فرموده وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ (و هر گاه زنى بيم داشت كه شويش با وى بد سلوكى كند يا از وى دورى گزيند عيب ندارد كه هر دو با هم از سر صلح و سازش درآيند زيرا صلح بهر حال بهتر از نزاع و كشمكش است) (نساء: ١٢٨) و آن چنانست كه زنى شوهرى دارد