ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٥٤ - باب آنچه در زنا موجب تعزير و حدود و رجم و قتل و نفى بلد است
شبهه نيز درء حدّ مينمايد. كه «الحدود تدرأ بالشّبهات».
٥٠١٨- و بهمان سند پيش گويد: زنى خدمت امير المؤمنين ٧ آمد و گفت: يا امير المؤمنين من زنا كردهام مرا از گناه پاك ساز خداوند شما را پاك دارد زيرا عذاب دنيا آسانتر است از عذاب آخرت كه هرگز بريده نخواهد شد، فرمود: از چه چيز تو را پاك كنم؟ گفت: از زنا، فرمود: آيا شوهر دارى يا نه؟ گفت: شوهر دارم، فرمود: شويت در اينجا است، يا غائب و در شهر ديگر است؟ گفت: در اينجا است، پس آن حضرت فرمود: تو اكنون منتظر باش تا از حمل فارغ شوى آنگاه خود بمن مراجعه كن، پس چون زن دور شد آنقدر كه ديگر كلام آن حضرت ٧ را نمىشنيد، گفت: خدايا اين يك اقرار، بمنزله يك شاهد، طولى نكشيد كه زن باز آمد و گفت: من حملم را گذاردم مرا پاك كن، امير المؤمنين ٧ تجاهل نموده فرمود: تو را از چه پاك سازم؟ زن گفت: من زنا كردهام و اكنون حملم را هم گذاردهام و كودك بدنيا آمده، حضرت باز پرسيد آيا تو شوهر داشتى و اين كار از تو سر زد يا نداشتى؟ گفت: بلى، شوهر داشتم، فرمود: آيا شوهر نزد تو بود يا بمسافرت رفته بود؟ زن گفت: نه، حاضر بود، فرمود: برو و فرزندت را شير ده تا وقت باز گرفتن از شير، و چون زن چند قدمى دور شد كه صداى امير المؤمنين را ديگر نمىشنيد حضرت گفت: خدايا