ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٥٤ - باب در مورد آنچه واجب مىشود بر كسى كه سر از بدن مردهاى جدا كند
حرمت انسان در حال مرگ مانند حرمت او است در حال حيات.
شرح: «مراد از ديه، ديه جنين است چنان كه در روايت حسين بن خالد گذشت» نويسنده اين كتاب- رحمه اللَّه- گويد: اين دو حديث با يك ديگر اختلاف ندارند، زيرا هر كدام مربوط به يك مورد است، و هر گاه مردى سر مردهاى را جدا كند و قصدش اين بوده كه در حال حيات آن شخص سر او را جدا كند و نتوانسته، تا او مرده است، آنگاه چنين كرده پس بر او ديه كامل است، و هر گاه كشتن او را نيّت نداشته پس بر او يك صد دينار ديه جنين است.
شرح: «اين توجيه مبتنى بر اينست كه «عليه الدّية» مراد ديه كامل باشد، و اين ثابت نيست تا به اين توجيه بارد ناچار شويم، بلكه الف و لام «الدّية» الف و لام عهد ذكرى است».
٥٣٥٨- اسحاق بن عمّار گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم: سر مردهاى را جدا كردهاند، فرمود: بر جداكننده ديه آنست، عرضكردم: ديه ميّت را چه كسى مىستاند، فرمود: امام، اين از آن خداوند عزّ و جلّ ميباشد (نه ورثه)، و چنانچه دست راست يا چيزى از اعضاى او را ببرد باز آن تاوان و ارشى كه بر او است از آن امام خواهد بود.