ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٩٣ - باب حد ميگسارى و آنچه راجع به غنا و ادوات موسيقى است
ديگر آورده است، و چون ميخواسته است بصورت فتوا كلام خود را بگويد در لفظ خبر اندك تصرّفى كرده و لذا بصورت خبر نياورده است، و ما در پاورقيهائى كه بر اصل كتاب در نسخه عربى زدهايم غالب آن نصوص را با تعيين مصدر ذكر كردهايم طالبان بدان جا ميتوانند مراجعه كنند».
و پدرم- رضى اللَّه عنه- در رسالهاى كه بمن فرستاده است گفته: بدان كه اصل خمر آب انگور است هنگامى كه به آتش يا بدون آن و بگرمى هوا جوش آيد، و چنانچه غليان پيدا كند و زير و رو شود آن خمر است و نوشيدن آن حرامست مگر اينكه آنقدر بجوشد كه دو سوّم آن بخار شود و يك سوّم باقى ماند، پس اگر بجوش افتاد آن را بگذار تا خود بخود سركه شود بدون اينكه چيزى از خارج در آن بريزى (مانند نمك و امثال آن) پس چون سركه شد بخودى خود خوردنش جايز مىشود، و چنانچه بعد از آن برگشت و خمر شد، اشكال ندارد كه در آن نمك يا چيز ديگر ريخته و بماند تا سركه شود، و اگر در سركه خمر ريخته شود خوردن آن سركه جائز نيست مگر اينكه آن را در ظرفى كنار گذاشته تا خمر نيز سركه شود، و چون سركه گشت آن سركه كه در آن خمر ريخته شده خوردنش حلال مىشود، و خداوند تبارك و تعالى (در قرآن) تنها خمر را حرام فرموده است، و رسول خدا ٦ هر نوشيدنى مستكنندهاى را حرام كرده است و خمر و كارنده و چيننده و حملكننده و آن كس كه براى او ميبرند و فروشنده و خريدار و