ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٦٨ - باب آنچه در زنا موجب تعزير و حدود و رجم و قتل و نفى بلد است
٥٠٣٠- و در روايت سكونى از امام صادق ٧ از پدرانش : چنين آمده است كه: مردى را كه گناه موجب حدّى از وى سر زده بود نزد امير مؤمنان ٧ آوردند در حالى كه بدنش از آبله زخمهائى داشت، امام ٧ فرمود: او را بازداشت كنيد تا زخمهاى بدنش بهبود يابد، و در اين حال بضرب تازيانه زخمهايش را مجروح نكنيد كه تا او را بكشيد.
٥٠٣١- محمد بن قيس گويد: از امام باقر ٧ پرسيدم: بانوئى شوهردار زنا داد و رحمش بار برداشت، و پس از وضع حمل، طفل را پنهان بقتل رسانيد، با او چه بايد كرد؟ فرمود: او را يك صد تازيانه براى زنايش ميزنند، و يك صد تازيانه براى كشتن فرزندش، آنگاه رجمش مىكنند- براى زناى محصنه گويد:
رسيدم اگر شوهر نداشت و زنا داد و حامله شد و پس از وضع حمل، طفل را نهانى كشت، چه ميكنند؟ فرمود: يك صد تازيانه براى زنا مىخورد، و يك صد تازيانه براى كشتن فرزندش.
شرح «در اين مورد مادر قصاص نمىشود نه از آن جهت كه مادر است، بلكه از بابت كه ولىّ دم معيّنى ندارد تا درخواست قصاص كند يا عفو نمايد، هر چند زانى در واقع پدر اوست أمّا «لا حرمة لماء الزّاني»، و أساسا روايت بر خلاف معمول است، زيرا مورد زناى محصنه هم جلد و هم رجم هر دو را واجب مىداند در حالى كه در روايات فتواى فقهاء حكم، يكى از اين دو است».