ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٧٠ - باب در باره آن كس كه ديه ندارد نه در زخم و نه در قتل
چهار پائى كه سوارى در پشت داشت مردى را زير گرفت و خواست كه او را لگدكوب كند مرد وحشت كرد و چهارپا را فرارى داد، و سوار بر زمين خورد و مجروح شد يا صدمه ديگر ديد چه حكمى دارد؟ فرمود: بر وى ضمانى نيست، و دشمن را از خود دفع نموده و اين خود جبّار است. (يعنى قتلى كه ديه ندارد و قصاص در آن نيست).
٥١٩٢- محمّد بن مسلم گويد: امام باقر ٧ فرمود: نظر كردن بعورت مؤمن، بر مؤمن حرام است، و نيز فرمود: هر كس بخانه و كاشانه مؤمنى سر بكشد، ديدهگانش بر آن مؤمن در آن حال مباح باشد (ميتواند كورش كند)، و هر كس بىاجازه و اذن (بصورت حمله) بر خانه مؤمنى هجوم برد، در آنجا ريختن خونش بر آن مؤمن جايز باشد، و هر كس پيامبر مرسلى را از انبياء (كه در قرآن بنبوّت او تصريح شده يا در خبر متواتر) انكار كند و يا او را تكذيب نمايد او نيز خونش مباح خواهد بود. راوى گويد:
عرضكردم: اگر كسى امام و پيشوائى كه از شما خاندانست منكر شود حالش چگونه است؟ فرمود: هر كس امام حقّ را منكر شود او از خداوند بيزارى جسته و همين طور از او و از دين او، و او كافر است و از اسلام بازگشته و مرتد شده است. زيرا امام از جانب خداوند است، و دين او دين خداست و هر كس از دين خدا براءت جويد پس او كافر است، و خونش در چنين حالى مباح باشد مگر اينكه توبه كند و بسوى حق باز