ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤١٧ - باب نوادر حدود
غير امام مجرم را عفو كند مانند حدّ قذف، پيش از آنكه بامام برسد.
٥١٤٢- و از امام صادق ٧ پرسيدند: مردى بهمسر خود گفته است:
يا زانيه، و زن بدو گفته است: تو از من زناكارترى؟ فرمود: زن در اين قذفى كه كرده مستوجب حدّ است، و امّا اقرارش بر عليه خود حدّى ندارد مگر اينكه چهار بار در حضور امام إقرار كند.
شرح: «مراد از حدّ قذف در اينجا بقرينه، تعزير است، و گذشت كه در تقابل قذف حكم چيست، و سؤال اساسش حكم اعتراف زن بوده است نه مسأله تقاذف، لذا مىبينيم كه از قذف مرد پاسخى نفرموده است».
٥١٤٣- و رسول خدا ٦ فرمود: براى والى اگر بخدا و روز قيامت ايمان دارد جايز نيست (در تعزير) بيش از ده تازيانه بزند، مگر اينكه حدّى از حدود معيّن الهى را بخواهد اجرا كند.
شرح: «ظاهر است كه مراد تأديب است و مبالغه در تخفيف، و در كافى بسند صحيح از اسحاق بن عمّار نقل كرده گويد: بامام صادق ٧ عرضكردم تعزير چقدر است؟ فرمود: چند ضربه از ده، زيادتر ما بين ده و بيست تازيانه».
و در تأديب مملوك يعنى برده و كنيز از سه تا پنج ضرب، و هر كس غلام خود را حدّى بزند كه مستوجب آن نبوده است، كفّاره آن جز آزاد كردن او نيست.