ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٢٠ - باب نوادر حدود
چگونه با قسمتى از تازيانه ميزد؟ فرمود: آن را از وسط ميگرفت و ميزد، يا دو بخش آن را از سه بخش رها ميكرد و آنجا را ميگرفت و با آن باندازه سنّشان آنها را ميزد، اين چنين حدود خداوند را بر آنان جارى ميكرد و آن را عاطل نمىگذاشت.
٥١٤٩- و امير مؤمنان ٧ براى مردم سخنرانى فرمود و خطبهاى خواند و در آن گفت: همانا خداوند تبارك و تعالى حدود را مقرّر فرموده از آن تجاوز نكنيد، و كارهائى را واجب كرده آن را ناقص و ناتمام نگذاريد، و امورى را بدون حكم واگذاشته و آن نه از روى فراموشى است بلكه از روى مصلحت است پس شما در آن خود را بزحمت نيندازيد، و اين را از سر رحمت و مهربانى بر شما بدون حكم رها كرده پس رحمتش را با آغوش باز بپذيريد، سپس امير المؤمنين ٧ فرمود: حلال آشكار، و حرام آشكار، و شبهاتى ميان اين دو هست، پس هر كس موارد شبهه حرمت را ترك كند از حرام بيّن گذشتنش مسلّمتر خواهد بود، و گناهان قرقگاه و مناطق ممنوعه خداوند عزّ و جلّ است، پس هر كس در حول و پيرامون آن به گشت و چرا بپردازد، ممكن است كه بدون توجّه و قصد داخل و زير پا گذارد و مرتكب حرام گردد.