ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٤٠ - باب آنچه در زنا موجب تعزير و حدود و رجم و قتل و نفى بلد است
حدّى قرار داده، و براى هر كس كه از حدود الهى تجاوز كند و به حريم ديگران دست اندازى نمايد حدّ مقرّر فرموده است.
شرح: «در اينجا بايد دانست كه ضارب بايد بتواند در محكمه ثابت كند كه مرد را با عيال خود در چنين حالى ديده است، و إلّا هر كس مىتواند ادّعا كند مقتول را در چنين شرايطى ديده است».
٤٩٩٣- عبيد اللَّه حلبى گويد: از امام صادق ٧ پرسيدند: مرد همسردارى با زنى زنا كرده و سه مرد و دو زن به آن شهادت دادهاند، فرمود: رجم بر وى واجب مىشود، و چنانچه دو مرد و چهار زن شهادت دهند، شهادتشان نافذ نخواهد بود و رجم نميشود، لكن شهادتشان موجب حدّ است و حدّ زانى بر او جارى مىشود.
٤٩٩٤- ابو بصير گويد: امام باقر ٧ فرمود: امير مؤمنان ٧ در باره مردى كه با همسر شخصى ازدواج كرده بود، حكم فرمود: زن را رجم كنند و مرد را يك صد تازيانه زد، و حضرت ٧ به مرد فرمود: اگر ميدانستم تو آگاه بودى كه اين زن داراى شوهر است هر آينه سرت را با سنگ مىشكستم.
شرح: «اين خبر نسبت به مرد بىاشكال نيست زيرا يا مرد ميدانسته كه زن داراى شوهر بوده، يا نمىدانسته، در صورتى كه ميدانسته حدّش را كه يك صد تازيانه است در باره او جارى گرديد، و در صورت عدم علم به موضوع نبايد حدّ بر او جارى شود، و اگر ميدانسته و محصّن بوده باز بايد رجم شود، نه آنكه صد تازيانه بخورد و چنانچه از حكم خبر نداشته حدّى بر او نيست يا خبر داشته و حدّش اگر غير محصّن بوده صد