ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٠٣ - باب حد سرقت و دزدى
از بيت المال مقدارى دزديد كه موجب قطع بود، فرمود: بنگرند چه مقدار نصيب او در آن است، پس اگر از نصيبش در بيت المال كمتر بود تعزير مىشود و بقيّه سهمش را ميپردازند، و اگر همان قدر كه نصيب داشته برداشته چيزى بر او نيست، و چنانچه بيشتر برداشته و آن زيادى بقدر قيمت سپرى چهار دينار است دست او را از بن انگشتان (به استثناى ابهام و شست) ميبرند.
شرح: «در صورت دوّم كه بمقدار سهمش دزديده تعزير ذكر نشده است ولى بقرينه تعزير كمتر از سهم واضح است كه او نيز بايد تعزير بشود».
٥١١٠- زراره گويد: از امام باقر ٧ پرسيدم: مردى چهار پائى كرايه كرد و بسوى لباس فروشان رفت و لباسى خريد و چهار پا را بگرو گذاشت و رفت، فرمود: حيوان را بصاحبش دهند و خريدار لباس را دنبال كنند تا او را بيابند، لكن اين خيانت است نه سرقت و حكم آن قطع نيست.
٥١١١- و امام صادق ٧ فرمود: امير مؤمنان ٧ هر گاه دزدى شخصى ثابت مىشد و اوّل بار او بود انگشتان دست راست او را قطع مىكرد، و اگر تكرار ميكرد پنجه پاى چپش را، و اگر بار سوّم دزدى مىكرد او را بزندان مىافكند و