ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٢٦ - ديه جوارح و مفاصل و نطفه و علقه و مضغه و استخوانها و پيكر
شكافتن، و دريدگى كه عفونت يابد،
و هويدا شدن استخوان از زير گوشت، و خراشى كه خون آيد، و جابجائى استخوان، و سوراخ شدن آن در هر يك از اينها ديه معينى قرار داد. پس هر استخوانى كه بشكند و التيام يابد بدون عيب و علّت و جابجاشدنى، پس ديه آن معلوم است، و چون استخوان بشكند ولى جابجا نشود، ديه شكستن و آشكار شدن آن نيز معلوم است، و معلوم است استخوان هر عضوى كه بشكند و از جاى خود بدر آيد ديه آن چه مقدار آن عضو است[١] و ديه جابجا شدن آن نيم ديه شكستن آنست، و ديه زخم كه تا به استخوان برسد يك چهارم ديه شكستن آنست اين مربوط به اعضائى است كه لباس آن را ميپوشاند، جز قلم دست و انگشتان، و در زخمى كه بهبود نيابد يك سوّم ديه آن استخوانيست كه آن زخم در آنجا است، و چون يكى از دو چشم كسى آسيب ديد، براى تعيين مقدار آسيبديدگى با پارچه و تخم مرغى ديده آسيب ديده او را محكم مىبندند و با چشم سالم تا حدودى را كه مىبيند نظر كرده علامت ميزنند، سپس ديده ناسالم او را باز كرده و چشم سالم او را همان طور مىبندند و او مينگرد تا حدودى كه ديگر آنجا را نمىبيند معيّن ميكنند، سپس تفاوت را مىسنجند و ديه را بدين حساب معيّن ميكنند (و همه اين امور در صورتيست كه حدقه سالم مانده باشد) و قسامة و سوگند را هم با آن بر شش جزء و شش تن قرار مىدهند بهمان مقدار و
[١] در شكستن استخوان هر عضو يك پنجم ديه آن عضو است، و اگر بدون عيب اصلاح شود چهار پنجم ديه شكستن آن مثلا اگر پا يا دست بشكند خمس ديه آن را ضارب بايد بپردازد و اگر بىعيب التيام يابد چهار پنجم شكستن آن كه هشتاد مثقال طلا يا ٨٠ دينار مىشود بايد بپردازيد.