ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٩٢ - باب شناخت معاصى كبيره كه خداوند عقوبت آنها را آتش دوزخ گفته است
را نبايد كشت؟ فرمود: زيرا شرك بخدا بزرگتر از سحر است (و كافر مشرك است در واقع از حيث طاعت) و براى اينكه سحر و شرك با همند (لذا مسلمان ساحر يعنى كسى كه از ايمان بشرك گرائيده پس قتلش واجب است).
٤٩٣٩- و امام باقر ٧ فرمود: خداوند خمر (شراب) را حرام فرمود:
براى آن مستى كه مىآورد و فساد و تباهى كه در پى آنست.
شرح: «در خبر علّت حرمت را مستى دانسته، و مستى حالتى است كه عقل انسان كار خود را نمىتواند انجام دهد و شخص مست فهم خود را از دست داده و كارهائى انجام مىدهد كه به شخصيّت و آبروى او صدمه ميزند، و هر چيز كه عقل را از كار باز دارد براى انسان مضرّ است و در شرع مقدّس منع شده است و در فرهنگ انسانيّت خبيث است و خبائث بطور كلّى در كتاب خدا حرام گشته آنجا كه فرموده است: ... وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ- الآية (رسولى كه هر پاكى را حلال و هر پليدى را بر آنها حرام مىكند) (اعراف ١٥٧) و موسيقى اگر مخمّر عقل باشد يعنى باز دارنده عقل از كار خويش بدون ترديد حرام است چون علّت و مناط حكم خمر را فعل خمر دانست و فعل آن مستى آوردن است و مستى بازماندگى عقل از وظيفه خويش، پس هر چيز كه اين عمل را انجام دهد و داراى اين گونه خاصيت باشد حكمش حكم خمر است و اين اگر قياس باشد كه مسلما نيست، قياس عقلى جارى است كه جائز است، نه قياس شرعى است كه مذهب اماميّه مخالف آنست».
٤٩٤٠- اسماعيل بن مهران از احمد بن محمد، از جابر از زينب دختر امير المؤمنين عليهما السّلام روايت كرده است كه گفت: (مادرم) فاطمه عليهما السّلام