ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٣٠ - *(باب ازدواج موقت) *
است. ٣- كنيز زرخريدتان.
٤٦١٥- و امام صادق ٧ فرمود: من خوش ندارم كه يكى از شما از دنيا برود و يكى از خصال رسول خدا ٦ را ترك كرده و عمل نكرده باقى گذارده باشد، من پرسيدم آيا رسول خدا زنى را متعه كرد؟ فرمود: آرى و اين آيه را خواند «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً- إلى قوله تعالى:- ثَيِّباتٍ وَ أَبْكاراً» و چون رسول خدا با بعض زنهاى خود سرّى گفت (تحريم: ٣).
شرح: «وجه استدلال بآيه ظاهرا اين است كه رسول خدا ماريه قبطيّه را كه كنيز بود آزاد ساخت و سپس به عقد انقطاى او را متعه كرد و اين ماجرا را پنهانى به حفصه گفت و حفصه بعائشه گفت و او سرّ را فاش ساخت، ولى اين توجيه بسيار از حقيقت دور است و تاكنون در جايى از كتب ديده نشده كه رسول خدا ٦ ماريه را آزاد و سپس متعه كرد و معنى خبر واضح نيست چنان كه راوى آن معلوم نيست چه كسى است و اين جمله كه گويد: «من پرسيدم» در ميان خبر از كيست شناخته نشد، و اگر گويند سند متعلّق است گوئيم در خبر قبل جابر انصارى از رسول خدا ٦ نقل مىكند و اين خبر از امام صادق ٧ نقل شده است، و سائل پرسيده كه آيا رسول خدا متعه كرده است يا نه در جواب آرى گفته شده و بآيه شريفه «إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُ- الآية» تمسّك گرديده، و وجه استدلال ظاهر نيست و اعتاق ماريه و عقد انقطاعى با او از آيه فهميده نمىشود، واحدى از مفسّرين چه امامى و چه عامّى چنين مطلبى نگفته بلكه موافق ظاهر آيه برخى گفتهاند ماريه را بر خود حرام كرد نه اينكه با عقد تمتّع حلال، بنظر ميرسد چون مخالفين متعه بطرفدارى امامشان سخت متعه را انكار مىكردهاند و آن را نوعى زنا ميدانستهاند پارهاى ساده انديشان براى تقويت جانب حقّ اين مطالب را از خود گفته و بمعصوم ٧