ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥ - (باب سر آغاز ازدواج در بنى آدم) *
ميگيرم و تعهّد ميكنم خداوند فرمود: خواست من همين است، آنگاه فرمود: او را به نكاح تو در آوردم پس او را نزد خود ببر، آدم رو به حوّا كرد و گفت: نزديك من آى، حوّا گفت: تو نزد من آى، پس خداوند عزّ و جلّ آدم را گفت: تو نزد او برو. آنگاه امام ٧ فرمود: اگر چنين نميشد هر آينه زنان به جستجوى شوهر به خواستگارى ميرفتند، اينست قصّه حوّا كه درود بر او باد.
(مؤلّف گويد): أمّا سخن خداوند عزيز كه فرموده: «اى گروه مردم از خداوند پروا كنيد همان خدائى كه شما را از يكتن آفريد و همسرش را نيز از او، و از آن دو تن مردمى بسيار از مرد و زن در همه جا بر انگيخت- نساء: ٢» پس مراد آنست كه خداوند عزّ و جلّ همسر آدم را از گل او آفريد، و از آن دو مردان و زنان بسيار پديد آورد.
و نيز آن خبرى كه ضمن آن روايت شده حوّا از دنده چپ آدم آفريده شده صحيح است، و معنايش اينست كه از گل باقى مانده دنده چپ آدم، و به همين جهت دندههاى مرد يكى كمتر از دندههاى زن مىباشد.
شرح: استاد ما مرحوم ميرزا ابو الحسن شعرانى- رحمة اللَّه عليه- ميفرمود:
اينكه پنداشتهاند دندههاى مرد يكى كمتر از دندههاى زن است، پندارى بيش نيست و ما خود بالحسّ و العيان مىبينيم كه عدد دندههاى زن و مرد مساويند هم از سمت