ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٤٧ - باب در باره كسى كه در زمين خود يا ديگرى چاه يا گودالى حفر كند و كسى در او افتد و بميرد
نابالغ است زيرا چنانچه ولد الزّنا داراى زن و فرزند باشد همسر و فرزندش از وى ارث مىبرند نه امام، و در اينجا امام فرموده است: ميراث او بامام ميرسد، پس كسى است كه هنوز كودك است و زن و فرزندى ندارد، و چنانچه كبير بود و اظهار اسلام كرده بود مسلمان است و در قصاص نميتوان او را بحساب اهل ذمّه گذاشت مثلا اگر او بعمد يك ذمّى را بكشد او را بجاى ذمّى نميكشند براى ظاهر خبر: «لا تقاد مسلم بذمّي».
و نيز مفهوم «المسلمون اخوة تتكافا دماؤهم» (مسلمانان برادرند و خون هر كدام برابر آن ديگر است) كه از همرديفى، مسلمان و كافر را بيرون آورده است، از اين جهات روايت متن را بايد حمل كرد بآنچه ذكر شد، يا اينكه كسى بگويد ولد الزنا بخصوص در اين خبر كنايه است از دشمن خاندان عصمت عليهم السّلام، و در اينكه آيا او مسلمانست يا كافر كلام بسيار است، و الثانى أولى عند اهل البصيرة».
باب در باره كسى كه در زمين خود يا ديگرى چاه يا گودالى حفر كند و كسى در او افتد و بميرد
٥٣٤١- سماعة بن مهران گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم: مردى در خانه يا زمين خود، چاهى حفر كرده، فرمود: چنانچه در زمين خود بوده است، پس بر او ضمانى نيست، و لكن اگر در راه مردم يا در غير زمين خود بوده است، پس او ضامن آنچه يا آن كس كه در او افتد ميباشد.
٥٣٤٢- و در روايت يونس بن عبد الرّحمن كه از پارهاى همعقيدگان ما از امام صادق ٧ نقل كرده است آنست كه از او پرسيدند: آيا پلها كه بر رودها