ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١١٥ - *(باب ازدواج موقت) *
دائم ندارند با هر بدبختى و تهى دستى و فقر خود را دست بگريبان كنند و به ازدواج تندردهند و همه عمر محروميّتهاى ناشى از عدم قدرت مالى را بكشند. و البتّه اين نوع ازدواج فسادش بمراتب از فساد متصوّر در عقد انقطاعى بيشتر است و نيز كمتر كسى بدان تن در ميدهد، و لذا متخلّفين از قانون در آن نوع آئينها كه ازدواج موقّت ندارد بسيارند، چون بر آنان تحميل شده است، ولى در متعه بر كسى تحميلى نيست ميتواند داراى فرزند بشود و ميتواند جلوگيرى كند و نشود، و در مسافرتهاى طولانى كه ناچار است و بايد پس از مدّتى بوطن خود مراجعت كند آزاد است ميتواند با ازدواج موقّت غرائز خود را كنترل كرده از تعطيل آن يا گرايش به فساد آن جلوگيرى كند.
امّا بايد اين نكته را در نظر داشت كه اساس ازدواج براى بقاى نسل است نه براى هرزگى و عشقبازى و در مواردى كه مرد داراى زن و فرزند است و زن دائمى در اختيار اوست اگر بزن دائمى خود قناعت نكند و در پى يافتن متعه باشد او متعه را نشناخته و معلوم نيست شارع مقدّس، متعه را براى او حلال و مباح دانسته باشد زيرا با اين طرز تفكّر هميشه با خانواده اصلى خود با سردى و كم مهرى رفتار نموده و فكرش پيوسته بدنبال هوسبازى است و متعه براى او متزلزل سازنده اساس و ريشه خانواده اوست، و اگر پناه بخدا چنين باشد شارع آن را مباح نمىداند. و تنها براى كسانى حلال ميداند كه بعنوان اداى وظيفه شرعى ازدواج موقّت نمايند».
٤٥٨٥- عبد الغفّارين قاسم ابو مريم انصارى گويد: امام باقر ٧ را از متعه پرسيدند فرمود: در اين زمان ازدواج موقّت آن طور نيست كه از پيش بوده، زيرا زنان در آن زمان مورد اطمينان و اعتماد بودند (و پس از انقضاء مدّت عقد عدّهاى كه واجب است نگهدارند و شوهر نكنند نگه مىداشتند) ولى امروزه مورد اعتماد نيستند، بنا بر اين شما هر گاه بخواهيد متعه كنيد قبلا از اخلاق و ايمان زن تحقيق و جستجو كنيد.
و رسول خدا ٦ متعه را حلال كرد و تا آخر عمر آن را حرام