ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٥٤ - باب«رضاع» بمعنى شير دادن بطفل نوزاد
مجبور نكنند، ولى كنيزى كه از صاحبش داراى فرزند گشته است مجبورش مىنمايند.
شرح: «خداوند مىفرمايد: وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَ (بر پدر كودك است خوراك و پوشاك فرزند بطور متعارف) و اجرت رضاع را بايد وى بدهد، و مادر ميتواند در مقابل دادن شير بفرزندش اجرت مطالبه نمايد».
و هر گاه پدر طفل دايهاى يافت كه به چهار درم حاضر بود نوزاد را شير دهد، و مادر كودك گفت: من او را شير نمىدهم مگر به پنج درم، پدر حقّ دارد فرزند را از او بازستاند و به دايه دهد، امّا اگر نوزاد را بمادر واگذارد آن بهتر و نرمتر است براى او، و خداوند عزّ و جلّ فرموده است «وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرى» و چنانچه تنگدست بوديد (و مادر رضا داد) ديگرى را براى شير دادن بطلبيد.
شرح: «اين فتواى مؤلّف مضمون خبرى است كه كلينى و شيخ روايت كردهاند و استشهاد بآيه در خبر نيست و از مؤلّف كتاب است».
٤٦٨٥- امير مؤمنان ٧ در مورد مرديكه از دنيا رفته بود و فرزند شير خوارى داشت كه براى او دايه گرفته بودند حكم فرمود اجرت دايه از مالى كه نوزاد از پدر و مادر ارث برده است داده مىشود.
٤٦٨٦- و در روايت سكونى از امام صادق از پدرش عليهما السّلام آمده كه مردى نزد امير مؤمنان ٧ آمد و عرض كرد كه كنيز من پسرم را شير كامل داده