ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٥٢ - باب حرمت ريختن خون و بردن مال مردم بناحق و نهى از پرداختن بكارى كه حلال نيست، و وجوب توبه از قتل، چه عمد و چه خطا
قيامت هنگامى كه همه خلائق به حساب خود مشغولند مردى سوى ديگرى آيد و سر و روى او را به خون بيالايد، وى به او گويد: اى بنده خدا مرا با تو چه كار است؟
گويد: تو در ريختن خون من به كمك ديگران سهيمى، زيرا كلمهاى گفتى و من به سبب گفتن آن كلمه كشته شدم.
٥١٥٥- و در روايت علاء از ابو حمزه، فرمود: اگر مردى يك ضربه شلّاق به ناحق به ديگرى بزند، خداوند نيز بىترديد شلّاقى آتشين بر وى خواهد زد.
٥١٥٦- جميل بن درّاج گويد: امام صادق ٧ فرمود: رسول خدا ٦ لعن كرد كسى را كه در مدينه حادثهاى بپا كند، يا حادثهآفرينى را پناه دهد، پرسيدند آن حادثه چه باشد؟ فرمود: آدمكشى.
٥١٥٧- ابن ابى عمير از تنى چند از امام صادق ٧ روايت كرد كه آن حضرت ٧ فرمود: هر كس كه مردى يا مردمى را در كشتن بىگناهى با نيم كلمه يارى كند، در روز باز پسين بيايد در حالى كه مهر آيس من رحمة اللَّه بر پيشانيش خورده باشد (يعنى ديگر از رحمت خدا نوميد گشته است).
٥١٥٨- ابو اسحاق ابراهيم صيقل گويد: امام صادق ٧ بمن فرمود: