ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٧ - *(زناشوئيهائى كه خداوند حلال كرده و آنچه را كه حرام كرده است) *
حقّى بر او ندارد؟ امام ٧ فرمود: چنانچه پس از بهوش آمدن با مرد ماند و او را رها نكرد پس اين دليل رضاى اوست، گويد: پرسيدم: آيا اين تزويج بر آن زن جايز است؟ فرمود: آرى.
شرح: «شرط صحّت عقد قصد است و شخص مست و بيهوش كه عقلش زائل شده نميتواند قصد كند و اگر نتوانست پس صيغه نكاح باطل بوده مانند ساير عقدها بنا بر اين پس از افاقه اگر اجازه دهد اجازهاش مصحّح عقد نيست زيرا عقد اساسا باطل بوده چون در آن قصد نبوده است، و روايت هر چند سندش مورد اعتماد باشد، مضمونش با قواعد شرعيّه سازگار نيست جز اينكه بگوئيم زن در حال مستى ديگرى را وكالت داده تا او را عقد كند، وكالت باطل بوده ولى عقد صحيح، امّا فضولى بوده است و اجازه آن را نافذ ساخته باشد».
٤٤٣١- جابر جعفى گويد: از امام باقر ٧ پرسيدم: آيا پسر مىتواند با قابله خود ازدواج كند؟ فرمود: نه، و نه دخترش را، چرا كه او مانند يكى از مادرانش مىباشد.
شرح: «اين حكم مخصوص به قابلهاى است كه مربّى طفل نيز بوده و مراد لله است، چنان كه از خبر بعد ظاهر مىشود».
٤٤٣٢- و معاوية بن عمّار گويد: امام صادق ٧ فرمود: اگر قابله كار خود را انجام داد و رفت كه حكمى ندارد و قابلهها بيشتر از اين گونهاند، امّا چنانچه فرزند را بدنيا آورد و تربيت آن را خود به عهده گرفت و او را پرستارى نمود و بزرگ كرد، آنگاه وى بر آن فرزند حرامست.
شرح: «مراد از «ربّت» گفتهاند «أرضعت» ميباشد كه معنى آن شير