ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٧٠ - باب آنچه در زنا موجب تعزير و حدود و رجم و قتل و نفى بلد است
عرض كردم: مردى مسلمان با كنيز برادرش زنا كرده توبه آن چيست؟ فرمود آنست كه نزد او رود و او را خبر دهد و از او بخواهد كه وى را حلال كند، و ديگر چنين كارى نكند، گويد: عرضكردم: اگر برادرش او را نبخشيد و بر او حلال نكرد، فرمود: در حال مرگ يا روز محشر زانى و خائن بميرد يا محشور شود، عرضكردم: سرانجامش آتش است؟ فرمود: اى گروه شيعيان هر چند شفاعت رسول خدا ٦ و شفاعت ما گناهان شما را فرا گيرد، ولى به عمل فحشا باز نگرديد و به شفاعت ما نيز اعتماد نكنيد، چرا كه بخدا سوگند كسى كه چنين عملى انجام دهد شفاعت ما بدو نرسد و او را در نيابد مگر پس از آنكه عذاب باو برسد و هول جهنّم را ببيند.
٥٠٣٥- عمّار ساباطى گويد: بامام صادق ٧ عرضكردم: مردى را سه شاهد شهادت دادند كه او با فلان زن زنا كرده، و چهارمى گفت: نمىدانم با چه كسى زنا ميكرد يعنى زن را نشناختم، فرمود: او نه تازيانه ميخورد و نه رجم مىشود (چنانچه محصن بود). و پرسيدند: زن شوهردارى زنا داد و حامله شد، فرمود او را باز دارند تا فارغ شود و بزايد و فرزندش را شير دهد، سپس او را رجم كنند.
٥٠٣٦- حارث بن المغيرة گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم: مردى