ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٦٥ - باب آنچه در زنا موجب تعزير و حدود و رجم و قتل و نفى بلد است
غالب شد سخت، از دور خيمهاى ديدم بدان جا رفتم در آن خيمه مردى بيابانى بود از او آب خواستم، وى دريغ كرد بمن آب دهد جز آنكه در برابر آب خود را در اختيار او نهم، من امتناع نموده فرار كردم، تشنگى سخت مرا تحت فشار قرار داد چندان كه چشمانم به كاسه نشست و زبانم از كار بيفتاد، و چون تشنگى كار مرا بدينجا كشانيد ناچار به سوى او شدم و وى مرا سيراب و خود را كامياب نمود، زن كه اين بگفت: امير المؤمنين ٧ فرمود: اين زن مشمول قول خدا است كه فرموده: فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ (پس هر كس ناچار شد و ستمكار و متجاوز نبود گناهى بر او نيست) (انعام: ١٤) اين زن نه ستمكار است و نه متجاوز، عمر چون چنين ديد او را رها كرد و گفت: اگر على نبود عمر هلاك ميشد.
شرح: «اين خبر دلالت دارد كه عمر اقرار را و لو يك بار موجب حدّ رجم ميدانسته است، و على بن أبي طالب ٧ با كمال فطانت درء ميكرده، به نوعى كه خليفه ناچار به قبول آن ميشده است.
٥٠٢٦- و ابو بصير گويد: از امام صادق ٧ سؤال شد: اگر با بيّنه ثابت شود كه مردى زنا كرده است و او هنگام اجراى حدّ فرار كرد حكم چيست؟، فرمود: اگر قبلا توبه كرده بود حكمى بر او نيست و اگر پيش از آنكه توبه كند بدست