ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٤٧ - باب آنچه در زنا موجب تعزير و حدود و رجم و قتل و نفى بلد است
است آن را سؤال كنى؟ گفتم: آرى سفيان ثورى بمن امر كرده است از شما بپرسم آن را، فرمود: همانا نزد رسول خدا ٦ مردى را آوردند كه مبتلا بمرض استسقاء بود و رگهاى رانهاى او همه آشكار شده بود، و با زنى بيمار زنا كرده بود، رسول خدا ٦ دستور داد خوشه خرمائى آوردند كه صد شاخه داشت، با آن يك ضربت بمرد زد و يك ضربت بزن و رهاشان كرد، و اين گفتار خداوند بزرگ است:
وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ (پس بگير بدستت دسته (از آن را) پس بزن بآن و خلاف سوگند مكن) (ص: ٤٤) شرح: «آيه مباركه در قصه ايّوب پيغمبر است كه سوگند خورده بود كه زوجهاش را يك صد تركه بزند، و خداوند اين راه را براى او باز كرد كه يك صد تركه نازك را دسته كرده و يك بار باو بزند».
٥٠٠٨- زرارة گويد: امام باقر ٧ فرمود: هر گاه شخصى يك دسته از شاخههاى نازك يا يك خوشه كه داراى صد شاخه باشد برگيرد (و در مورد حدّ به مريض) يك بار بزند آن حدّ انجام شده و تمام است.
٥٠٠٩- عبد اللَّه بن مغيره، و صفوان و چند تن ديگر كه خبر را به امام