ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٤٣ - باب لعان
رسول خدا ٦ از شنيدن اين كلام روى برگردانيد، و مرد منصرف شد و آن مرد خود بدين مصيبت از سوى زوجهاش مبتلا شده بود، فرمود: وحى از جانب خداوند عزّ و جلّ. بر حكم آن دو نازل شد، و رسول خدا ٦ بسوى آن مرد كسى فرستاد و وى را خواست و پرسيد آيا تو آن كس هستى كه با زوجهات چنين ماجرا ديدى؟ عرض كرد آرى، فرمود: برو و همسرت را نزد من بياور زيرا خداوند عزّ و جلّ حكم تو و آن دو را نازل فرموده، مرد همسر خويش را حاضر كرد و حضرت زن را بازداشت و به مرد فرمود: چهار بار بخدا سوگند ياد كن كه تو در آنچه به اين زن نسبت دادى راست ميگوئى مرد شهادت داد، سپس رسول خدا ٦ فرمود: آرام باش و او را نصيحت كرد و فرمود: اى مرد از خداوند بترس، لعنت خداوند بسيار سخت است، آنگاه فرمود: براى پنجم بار شهادت ده و بگو لعنت خداوند بر من اگر از دروغگويان باشم، مرد شهادت پنجم را انجام داد چنان كه فرموده بود، رسول خدا فرمود: ويرا به كنارى بردند، آنگاه رو بزن كرده فرمود: تو نيز چهار بار بلفظ جلاله سوگند ياد كن كه شوهرت در آنچه بتو نسبت داده، از دروغگويان است زن شهادت