ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٢١ - *(باب ازدواج موقت) *
٤٥٩٧- و محمّد بن نعمان أحول از آن حضرت (امام صادق) ٧ پرسيد: كمتر چيزى كه مىتوان بآن زنى را متعه كرد چيست؟ فرمود: مشتى گندم بزن دهد و باو بگويد: «زوّجيني نفسك متعة- تا آخر آنچه در متن ذكر شده» (خويشتن را بزوجيّت من درآور در مدّتى كه نامبرده شد بحكم كتاب خداوند و سنّت پيامبرش بزناشوئى قانونى نه بر سبيل بىعفّتى و زنا بشرط آنكه نه من از تو ميراث برم و نه تو از من و نيز از تو فرزند نخواهم، و چنانچه اين بنظرم رسيد من بر مبلغ بيفزايم و تو بر مدّت.
شرح: «مشهور برآنند كه بر آن مدّت كه در صيغه عقد ذكر شده نميتوان با توافق افزود لذا گويند در خبر مراد آنست كه پس از تمام شدن مدّت مذكور در عقد دو باره اگر بخواهيم با اجرتى بيشتر و مدّتى زيادتر عقد ازدواج مىبنديم، و يا بقيّه مدّت را مىبخشم و از نو قرارداد ديگرى با اجرت و مدّت بيشترى مىبنديم».
٤٥٩٨- جميل بن صالح گويد: يكتن از شيعيان بامام صادق ٧ گفت: از متعه چيزى در دل من ميخلد، لذا سوگند ياد كردهام كه هرگز ازدواج مدّتدار نكنم، حضرت صادق ٧ باو فرمود: هر گاه تو فرمان خداوند را نبرى پس معصيت او را كرده باشى.
٤٥٩٩- يونس بن عبد الرّحمن گويد: از حضرت رضا ٧ پرسيدم:
مردى با زنى از شيعيان دور از نظر خويشان مخالفش ازدواج موقّت كرد، خويشانش با