ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٢٢ - باب ايلاء
كنند، سپس نزد حاكم شكايت برده و او را گرفته توقيف و بازداشت نمايند چنانچه از رأى خود بازگشت يعنى با زوجهاش آشتى نمود مطلب تمام است و خداوند غفور و رحيم، و اگر از سوگندش باز نگشت او را مجبور بطلاق كنند، و تا وقتى كه او را بازداشت نكردهاند طلاق واقع نمىشود هر چند پس از چهار ماه باشد، و پس از بازداشت او را مجبور كنند يا آشتى كند يا طلاق دهد.
و روايت شده است كه اگر وى بازگشت يعنى حاضر شد با زوجه در بستر رود و از او كام گيرد، مراد حاصل شده، و إلّا در بازداشتگاهى كه از ني ترتيب داده باشند او را زندانى كنند و در آب و غذا بر وى سخت گيرند تا طلاق دهد.
و نيز روايت شده كه اگر امام مسلمانان ويرا بطلاق دادن همسرش فرمان داد و او اطاعت ننمود گردنش را بزنند چون اطاعت امام را نكرده است.
شرح: «در كافى و تهذيب روايتى از خلف بن حمّاد از امام صادق ٧ نقل شده است كه فرمود: «شخصى كه سوگند خورده با عيالش همبستر نشود يا بايد از رأيش باز گردد و يا بايد طلاق دهد، اگر چنين كرد كه وظيفهاش را انجام داده، و إلّا گردنش را ميزنند». در اين روايت و آنچه گذشت اختيار مرديكه با زوجه خود نشوز و بد سلوكى نموده بدست حاكم سپرده شده و حاكم ميتواند او را بزندان اندازد تا حاضر شود با همسرش آشتى كند، يا او را امر بطلاق كند تا زن را رها كند، و اگر امتناع ورزيد گردنش را بزند در صورتى كه اگر نشوز از سوى زن بوده در عقوبت حاكم تنها حقّ داشت او را بزند، از اينجا معلومست كه با زن بيشتر مدارا شده تا با مرد».