ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٠٦ - باب حد سرقت و دزدى
پس دست او را بجهت بار اوّل قطع مىكنند، و پاى او را براى سرقت دوم نمىبرند، زيرا شاهدان شهادت دادند بهر دو بار دزدى در يك جا پيش از اجراى حدّ براى بار اوّل، و اگر شهادت براى بار اوّل ميدادند و حدّ جارى ميشد، و پس از اجراى حدّ براى بار دوم شهادت ميدادند، آن وقت پاى او را نيز ميبريدند.
شرح: «اين مطلب از حديث بكير بن اعين از امام باقر ٧ كه كلينى آن را روايت كرده است استفاده شده».
٥١١٧- و على ٧ فرمود: حكم قطع در ربودن علنى كه اختلاس است نيست، لكن من او را تعزير كنم، و آن كس كه بدزدد و پنهان كند او را قطع ميكنم.
و بر آن كس كه لباس ميربايد قطع نيست، و نيز بر جيببر كه از لباس رو بدزدد قطع نيست و چنانچه از جيب لباس زيرين چيزى بدزدد حكمش قطع است.
و كارگر و ميهمان اگر دزدى كنند (هر چند خائنند) ولى حكمشان قطع نيست، زيرا بآنها اعتماد شده، و روايتى هست كه اگر ميهمان ميهمان ديگرى بياورد و او دزدى كند حكمش قطع است.
و كسى كه دستش معيوب است اگر دزدى كند دست راستش را قطع مىكنند