ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٩٢ - باب آنكه دو تن يا بيشتر را بكشد، و جماعتى كه در قتل كسى شركت جويند
كشته شدند يا شير همه را پاره كرد، حكم فرمود كه نفر اوّل طعمه شير شده بود و بازماندگانش بايد يك سوّم ديه نفر دوّم را به ورثه او بپردازند، و بازماندگان دوّمى بايد دو سوّم ديه شخص ثالث را بورثهاش بپردازند، و بازماندگان سوّمى بايد به ورثه چهارمى تمام ديه يك نفس را پرداخت كنند.
شرح: «اين نيز قضيّة في واقعة است» زيرا حكم كسى كه باعث قتل ديگرى بخطا شده است دادن تمام ديه اوست باولياء او، و چنانچه كسى او را بكشد ديهاى كه او بديگران مديون است كمتر نمىكند، و در اين قضيّه ديه چهارمى به تمام در عهده سوّمى است، و ديه سوّمى بر عهده دوّمى، و ديه دوّمى بر عهده اولى است، و دادن بازماندگان نفر اوّل يك سوّم ديه نفر دوّم را وجهى ندارد و همين طور در باقى افراد، و در كتاب ديات شرح لمعه اين خبر را ذكر كرده، و مورد بحث قرار داده است و بدان اشكال مىكند».
٥٢٣٥- عمرو بن أبى المقدام گويد: من خود در مسجد الحرام شاهد بودم كه شخصى در هنگام طواف با صداى بلند منصور دوانيقى را مىخواند و ميگفت: اى امير مؤمنين اين دو نفر مرد (و آنان را نشان داد) شب هنگام در خانه برادرم را كوبيدهاند و او را از خانه بيرون كرده و بهمراه خود برده و او بمنزل باز نگشته است، و بخدا سوگند نمىدانم با او چه كردهاند، منصور از آن دو پرسيد: با او چه كرديد؟ گفتند: اى امير با او كلامى چند سخن گفتيم و او به منزل بازگشت، منصور گفت: فردا در همين مكان