ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢١٠ - باب اختيار طلاق را بزوجه دادن
باب اختيار طلاق را بزوجه دادن
پدرم- رضى اللَّه عنه- در رسالهاى كه براى من فرستاد فرموده اى فرزند عزيزم بدان كه اصل در اختيار طلاق بزن دادن اين بود كه خداوند متعال در مورد سخنى كه يكى از همسران پيغمبرش ٦ بر زبان رانده بود و آن سخن بر خداوند گران آمده بود رسولش را دستور فرمود كه از زنان خود كناره گيرد تا نزديك يكماه، رسول خدا ٦ بيست و نه روز گوشهگيرى نمود و در مشربه امّ ابراهيم (كه در حوالى مسجد قبا است) منزل كرد و بشهر نيامد سپس اين آيه نازل شد يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلًا، وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً (اى پيامبر ما با زنان خود بگو اگر شما زندگانى و زر و زيور دنيا را طالبيد بياييد تا من مهر شما را پرداخته شما را رها كنم بخوبى و خرسندى و اگر طالب خدا و رسول او و مشتاق سراى آخرت هستيد همانا خداوند نيكوكاران شما را در قيامت أجر بزرگ عطا خواهد فرمود) احزاب: ٢٩. و آن زنان خدا و رسولش را اختيار كردند و طلاق واقع نشد، و چنانچه ميل خود را بر خدا و رسول ترجيح ميدادند البتّه فراق حاصل مىشد و مطلّقه مىشدند.
شرح: «اين كلام مضمون حديثى است كه كلينى- رحمه اللَّه- در كتاب