ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٣٥ - باب در ديه نطفه و علقه و مضغه و استخوان بندى و جنين
فرمود: جز اين نيست كه اين يك دهم از مضغه است و عشر مقدار ميان علقه و مضغه «دو» است،
و اين از آن جهت است كه عشر آن مقدار از ميان رفته و صورت مضغهگى بخود گرفته و هر قدر پيشتر رود اضافه مىگردد تا برسد به شصت دينار ديه مضغه، گويد: عرضكردم: در مضغه من چيزى شبيه بگرهاى از استخوان ديدم، فرمود: همان استخوان است كه در ابتدا و آغاز امر چهار دينار، هر چه زياد شود تو نيز چهار بيفزا تا برسد به هشتاد، و همچنين وقتى باستخوانبندى گوشت آمد و همين طور، گويد:
عرضكردم: چنان كه شخصى بر او زد و كودك سقط شد، و معلوم نبود زنده بوده يا نه چه؟ فرمود: هيهات اى ابا شبل هر گاه پنج ماه گذشت و روح حيوانى در او بدميد آنگاه ديهاش كامل است.
شرح: «مراد از استخوان شدن مضغه، آغاز پيدايش استخوان در آن است، نه آنكه مضغه استخوان برهنه بىگوشت شود، و قابلگان بچّه سقط شده را ديدهاند كه در ماه سوّم آبستنى اندامش كاملا معلوم و مشخّص است مانند عروسك و من خود نيز ديدهام، و دانشمندان گويند: جنين در ابتدا تخمى است باندازه يك دانه خشخاش، و در آخر ماه و اوّل آبستن شدن زن باندازه يك تخم كبوتر مىشود، و در آخر ماه دوّم باندازه يك تخم مرغ و در ميان قشرى كه آن را «سلا» گويند سرش از بدنش ممتاز مىگردد كه باندازه يك ثلث بلكه بيشتر از يك سوّم بدن اوست، و در آخر ماه سوّم همه اندامش مينمايد و همه چيز دارد و نيم وجب قد اوست، و تغيير حالت از نطفگى به علقگى و همچنين بمضغگى و بالاتر همه تدريجى است، و در هيچ حالتى بصورت استخوان برهنه بىگوشت نيست، و آن حال كه آغاز پيدايش استخوانست در ميان